السيد الخميني

12

ديوان امام ( فارسى )

كعبهء دل / تا از ديار هستى در نيستى خزيديم / 164 سرّ عشق / ما ز دلبستگى حيله‌گران بىخبريم / 165 محرم راز / در غم هجر رخ ماه تو در سوز و گدازيم / 166 جام ازل / ما زادهء عشقيم و پسرخواندهء جاميم / 167 بار يار / اكنون كه در ميكده بسته است به رويم / 168 وادى ايمن / من در اين باديه ، صاحب‌نظرى مىجويم / 169 بت يك‌دانه / خرّم آن روز كه ما عاكف ميخانه شويم / 170 مى چاره‌ساز / ساقى به روى من درِ ميخانه باز كن / 171 رازگشايى / بس كن اين ياوه‌سرايى ، بس كن / 172 بادهء حضور / در لقاى رخش اى پير مرا يارى كن / 173 ساحل وجود / عاشق روى توأم ، دست بدار از دل من / 174 ساغر فنا / تا در جهان بُوَد اثر از جاى پاى تو / 175 كعبه در زنجير / خارِ راه منى اى شيخ ، ز گلزار برو / 176 بادهء عشق / من خراباتيم از من سخن يار مخواه / 177 شمس كامل / صف بياراييد رندان ، رهبر دل آمده / 178 عطر يار / ما ندانيم كه دلبستهء اوييم همه / 179 درياى هستى / در غم عشقت فتادم ، كاشكى درمان نبودى / 180 بار امانت / غمى خواهم كه غمخوارم تو باشى / 181 كاروان عشق / پريشان حالى و درماندگىّ ما نمىدانى / 182 گلزار جان / با كه گويم غم دل جز تو كه غمخوار منى / 183 محرم دل / باز گويم غم دل را كه تو دلدار منى / 184 محراب انديشه / بايد از آفاق و انفس بگذرى تا جان شوى / 185 غمزهء دوست / جز سر كوى تو اى دوست ندارم جايى / 186 خلوت مستان / در حلقهء درويش نديديم صفايى / 187 رباعى دل خواب / چشم تو و خورشيد جهانتاب كجا / 191 در وصل / اى دوست ببين حال دل زار مرا / 191 طفل طريق / اى پير طريق دستگيرى فرما / 192 بادهء الست / هشيارى من بگير و مستم بنما / 192 هيهات ! / فاطى تو و ره به كوى دلبر ، هيهات ! / 193 جمهورى اسلامى / جمهورى اسلامى ما جاويد است / 193 فرياد / از درد دلم بجز تو كى باخبر است / 194 چراغ فطرت / فاطى كه به قول خويش اهل نظر است / 194 فرياد ز من / اى پير ! هواى خانقاهم هوس است / 195 جمهورى ما / جمهورى ما نشانگر اسلام است / 195 ما عرفناك / فاطى كه ز من نامهء عرفانى خواست / 196 تشنهء پاسخ / اى دوست ! هر آنچه هست نور رخ توست / 196 پرچم / اين عيد سعيد ، عيد حزب اللّه است / 197 درّ يتيم / فاطى كه به نور فطرت آراسته است / 197 طوطىوار / فاطى كه به دانشكده ره يافته است / 198 مهمان / هر ذرّه در اين مزرعه مهمان تو هست / 198 ايمان / آن را كه زمين و آسمانش جا نيست / 199